گزارش برنامه پیمایش و جنگل نوردی بلیرون به چلاو (گنگرجکلا)
گزارش برنامه پیمایش و جنگل نوردی بلیرون به چلاو (گنگرجکلا)
تعداد: ۱۶ نفر
وسیله نقلیه: مینی بوس(محلی)
تاریخ: پنجشنبه و جمعه ۲۶-۲۷ فروردین ۸۹
هوا :نیمه ابری، ابری و مه آلود
مبدا حرکت: روستای بلیرون
مقصد: دهستان چلاو روستای گنگرجکلا
صبح پنجشنبه با یک مینی بوس که راننده آن به منطقه آشنا بود در ساعت ۶٫۱۵ از محل تجمع ( سه راه تهرانپارس) به سمت شهر آمل حرکت کردیم. در ساعت ۱۰٫۳۰ پس از عبور از کمربندی آمل -بابل به ابتدای جاده قدیم ارتباطی بین دو شهر رسیدیم. در این مکان حدود نیم ساعت منتظر ماندیم تا دوستان آملی که معطل تدارک غذای شب گروه شده بودند به ما ملحق شوند.
جاده شمالی جنوبی آسفالته به مقصد روستای بلیران (بلیرون) کمی جلوتر از این جاده قدیمی منشعب شده و پس از عبور از چند روستای مهم شهرستان آمل از جمله کمدره ( به گویش محلی کیمره) به کنار امامزاده ای واقع در انتهای روستای کوچک بلیرون و ابتدای جنگل رسیدیم. کمی قبل از روستا، مینی بوس به دلیل نامطمئن و کم عرض بودن پل از کف رودخانه عبور نمود.
امام زاده دارای آب آشامیدنی و سرویس های بهداشتی می باشد.
در ساعت ۱۲ با تعویض لباسها و سپردن وسایل اضافی به راننده، با وی قرار گذاشتیم در ساعت ۱۵٫۳۰ روز جمعه در روستای گنگرجکلا منتظرمان باشد. این زمان بر اساس پیش فرضهای دریافتی از راهنمایان برنامه و مجموع زمان آن انتخاب گردید که به دلایلی از قبیل تاخیر در آغاز حرکت روز بعد و دقیق نبودن برآورد راهنمایان تغییر نمود که بعدا در نقاطی که گوشی های تلفن همراه دارای آنتن بود به اطلاع راننده رسید.
هوا به تدریج تمام ابری شده و مسیر نیز به دلیل بارندگی های بیش از اندازه متعارف روزهای قبل گل آلود بود. البته بستر جنگل در اطراف مسیر و تمامی درختان جنگل کاملا سرسبز و با نشاط بودند.
یکی از دلالی عمده زمان بر شدن برنامه و بروز خطا در محاسبات راهنمای برنامه، گل آلودن بودن بستر و فرورفتن دوستان در گل بود. در اینگونه مسیر، چکمه های ساق بلند کارایی بیشتری دارد در صورت عدم امکان بهتر است از گتر استفاده شود.
از آنجا که ضرورت دارد در این گونه مسیرها حتما از راهنما استفاده شود لذا از ذکر جذییات مسیر پرهیز شده و به ذکر کلیات زیر اکتفا میگردد.
*تمام مسیر روز اول به ده مرتع (ملک) جداگانه تقسیم شده است. این مراتع که با پرچین از هم جدا شده اند با دری لولایی (با استفاده از چوبهای جنگلی) به هم مرتبط هستند.
باید توجه داشت که پس از عبور از این قسمت ها حتما باید در را به حالت اولیه در آورد تا موجب بروز مشکلاتی بین گاوداران منطقه نگردد.
*اسامی مراتع فوق (به گویش محلی) به ترتیب عبارت است از:
پنچه راغون (روغن)
کرات کتی(دو مرتع)
کنس چال
تارز
پنه خنی
دو تلار
شهر بن (دو مرتع)
انجیل (انجیر) تپه
دورون
*در هر یک از مراتع فوق الذکر، قاعدتا یک ساختمان یک طبقه شیروانی تمام چوبی واقع است که به گویش محلی به آن تلار میگویندو این ساختمان حداقل دو قسمت است که در یک قسمت، گاوها در ساعات شب و گوساله ها در مواقع سرما نگهداری میشوند و در یک قسمت نیز گاودار (گالش) با همراه یا همراهانش در آن اقامت دارندو در مجاورت این تلارها، عمدتا آب وجود دارد.
*تعدادی از این تلارها، مطابق سیاست ادارات جنگلبانی، توسط صاحبان آن و در ازای دریافت مبلغی از نماینده دولت تخریب شده اند. در مواقعی که نگهداری گاوها چندان سود آور نباشد در توافقی دو طرفه این امر جهت خروج گاو از جنگل صورت میگیرد. این توافق گرچه اساسا برای محفاظت از جنگل ها لازم است.
اما خرابی تلارها که میتواند مامنی برای رهروان در شرایط سخت باشد مایه تاسف است. دوستی میگفت این تلارها موجب خرابی و گم شدن راه های مالرویی میشود که زحمات چند صد ساله جنگل نشینان پشتوانه شکل گیری آن بوده است.
در ساعت ۱۵ به کنار تلار تخریب شده ای در ملک هشتم به نام شهر بن رسیدیم. این قسمت مسطح و هوا در این جا تمام ابری است و ما این مکان را برای صرف نهار انتخاب مینماییم.
پس از صرف نهار و در ساعت ۱۶ به حرکت خود ادامه دادیم و در ساعت ۱۷٫۴۵ پس از عبور از کنار دو تلار مسکونی که یکی از آنها دارای سقف شیروانی فلزی بود، به تلاری در ملک یازدهم به نام دونون رسیده و جهت شب مانی در همانجا اقامت کردیم. این قسمت نیز کاملا مسطح بوده و کمی پایین تر در قسمت چپ آن چشمه آبی وجود دارد. آب این چشمه دارای طعم املاح معدنی است. این تلار خالی است ولی در ابتدای ساعات شب تعدادی گوساله را به اتاقک مجاورمان آوردند که مشکل خاصی ایجاد نکرد.
کمی بالاتر از این تلار، تلار دیگری وجود دارد که در اختیار برادر راهنمای ما بود و با این تلار از طریق پرچین جدا میشد.
روز جمعه در ساعت ۸٫۳۰ پس از صرف صبحانه حرکت نموده و پس از عبور از کنار تلار مذکور به سمت دره (کف رودخانه) سرازیر شدیم. درساعت ۹٫۱۰ به کف رودخانه رسیدیم پس از عبور از رودخانه که به دلیل تلاقی دورود، دو آب نامیده میشود از یال جنگلی بین دو شاخه رود رو به بالا رفتیم (ساعت ۹٫۳۰)
با ادامه راهپیمایی در مسیری که در ابتدا سربالایی و در ادامه به صورت تراورس بوده است در ساعت ۱۱٫۴۵ به گردنه ای رسیدیم که در سمت راست آن دره ای است که به جاده هراز ختم می شود. در سمت چپ نیز راه مالرویی قرار دارد و کمی پایین تردر کنار این راه چشمه آب گوارا (و بعد از آن تلار خریب شده ای ) واقع است.
پس از کمی استراحت و برداشتن آب از مسیر روبروی گردنه به راه ادامه میدهیم. پس از حدود سه ربع ساعت راهپیمایی در مسیری با شیب نسبتا ملایم، در ساعت ۱۲٫۴۵ به ابتدای شیب تندی میرسیم که محلی ها به آن ارشت بند میگویند. طی کردن این شیب تند ، دو ساعت زمان میبرد و به لحاظ سختی و شیب و طول مسیر از حدافاصل پناهگاه امیری تا قله توچال، سخت تر است اما در مسیر آن درختان زیبا و قطور سرخدار و نوعی درخت شبیه درخت ماگنولیا با برگهای همیشه سبز وجود دارد.
ساعت ۱۵ از این شیب تند عبور نموده و پس از کمی استراحت تصمیم میگیریم به راه خود ادامه داده و نهار را در آخرین تلار به نام موزی خمن صرف نماییم.
در ساعت ۱۷ به تلار مذکور رسیدیم. این فاصله، شیب ملامی رو به بالا دارد.
در ساعت ۱۷٫۳۰ و پس از صرف نهار در تلار و در کنار دامداران، در مسیری تماما سرازیری رو به شرق و روستای گنگرج کلا حرکت نمودیم.
درساعت ۱۸٫۳۰ به روستا رسیده و پس از صرف مقداری غذا، تعویض لباسها و استراحت سوار مینی بوس شده (که منتظر ما بود) و به سوی تهران حرکت کردیم.
*حضور حیوانات وحشی از قبیل خرس و پلنگ در این جنگل پر رنگ است و صدای پلنگ شبها به وضوح شنیده میشود.
*معکوس این مسیر نیز گرچه دارای جنبه ورزشی ضعیف تری است اما میتواند به عنوان یک برنامه یک روزه فوق سنگین یا دو روزه متعارف مورد توجه قرار گیرد (دو روزه آن توسط همین گروه اجرا شده است)
*این برنامه را میتوان در قسمت هایی در جاده هراز (شامل رزکه و همچنین مجموعه پذیرایی نارنجستان آغاز نمود. فصل مشترک هر سه مسیر از گردنه زیر ارشت بند به بعد می باشد.


This Post Has 0 Comments